روزهای درد و محنتم در این شهر چه دراز بود
و شب های تنهایی اش چه بی پایان
آه ! کیست که بتواند بی دریغ و افسوس
تنهایی و درد خویش را بگذارد و بگذرد؟!
من پاره های روحم را در این کوچه ها پراکنده ام!
روزهای درد و محنتم در این شهر چه دراز بود
و شب های تنهایی اش چه بی پایان
آه ! کیست که بتواند بی دریغ و افسوس
تنهایی و درد خویش را بگذارد و بگذرد؟!
من پاره های روحم را در این کوچه ها پراکنده ام!