

نوشته شده در چهارشنبه 31 خرداد1385   توسط فیقولی
توی صورتت تف میکنم تا همه خوبی هات رو یه جا جبران کرده باشم!

نوشته شده در پنجشنبه 25 خرداد1385   توسط فیقولی
وقتی او را با شمع ها نذر کردم
قلب من هم آب شد
کنار تندیس سربی اش............ (آلاد)
نوشته شده در سه شنبه 23 خرداد1385   توسط فیقولی
دنیایم آنقدر کوچک شده .............
که ساعت رومیزی پدربزرگ .........
هم.............
جرات خواب ماندن به خودش نمیدهد.................. (فواد ذکایی)
نوشته شده در پنجشنبه 18 خرداد1385   توسط فیقولی
تنها راهی که ما برای اثبات مردانگیمون (؟؟!!!) بلدیم!!!

نوشته شده در دوشنبه 15 خرداد1385   توسط فیقولی

شباهت عمیقی بین وضعیت اتاق من و این عکس هست البته در نتیجه بازگشت....
نوشته شده در جمعه 12 خرداد1385   توسط فیقولی

بازم سفر
بازم بی خوابی
بازم خداحافظی
بازم اتاقی که چند وقت دست نخورده می مونه
و باز هم .....................................................
...............................................................
...................................................................
نوشته شده در یکشنبه 7 خرداد1385   توسط فیقولی
بر اساس نقشه ای که در دست داشت پیش میرفت و پیاپی به بن بست میرسید!!

نوشته شده در جمعه 5 خرداد1385   توسط فیقولی
من تلخی آمیخته با هر زهر آبی را که از جام زندگی مینوشم
باور دارم!!!

نوشته شده در سه شنبه 2 خرداد1385   توسط فیقولی